دوره سخنرانی و فن‌بیان، برای کنار گذاشتن ترس از سخنرانی و افزایش اعتماد به نفس کلیک کنید.

اطلاعات دوره سخنرانی
رضا تکلی

رضا تکلی هستم. فیلم‌نامه نویس و نویسنده. به عنوان نویسنده و تولیدکننده محتوا در انسان توانمند فعالیت می‌کنم. همچنین کتاب مرا از بخش محصولات سایت می‌توانید تهیه کنید.

نویسنده: رضا تکلی
می ترسی؟ از چی می ترسی؟

می ترسی؟ از چی می ترسی؟

ترس کلمه‌ای است عجیب و عجین با زندگی تمام ما انسان‌ها و حتی حیوانات. ترس موضوعی بسیار عمیق و وسیع است. ساعت ها و شاید روزهای زیادی می توان در مورد این واژه مرموز سخن گفت. ترس در ویکی‌پدیا اینگونه تعریف شده است: ترس احساسی معمولاً ناخوشایند اما طبیعی است که در واکنش به خطراتِ واقعی ایجاد می‌شود. ما در این مقاله سعی داریم تا با مفهوم ترس در سخنرانی و ترس از شکست صحبت کنیم. با ما همراه باشید با یکی از موضوعاتی که همه‌ی ما انسان ها را در مقاطع مختلف زندگی محک می‌زند.   نشانه های  فیزیکی  ترسیدن هنگامی که شما وارد یک جمع جدید و یا حتی در بعضی موارد جمعی آشنا می‌شوید شاید اولین کاری […]

گاهی یک فیلم، کتاب یا موسیقی انسان را بیدار می کند

گاهی یک فیلم، کتاب یا موسیقی انسان را بیدار می کند

گاهی یک فیلم، کتاب یا موسیقی انسان را بیدار می کند صدای دُهُل از دور خوش است. دوران کودکی را طی می کنی، به نوجوانی که می رسی آرزوهای بزرگ و کوچک در سر داری. می خواهی خلبان شوی، بازیگر یا نویسنده، شاید هم یک موسیقی دان بزرگ ! اما وقتی به جوانی می رسی دیدگاهت تغییر می کند و یا در یک تعبیر دیگر دیدگاهت را تغییر می دهند. تمام آرزوهایی که داشتی را به سخره می گیرند. خلبان! مگر در اقوام ما چه کسی خلبان شده که تو دومی شوی؟ نویسندگی مگر شغل است؟ تمام نویسنده ها از گرسنگی در حال مردن هستند! موسیقی؟ همینم مانده مطرب شوی … مگر قیافه و هیکل قشنگ داری که جلوی دوربین […]

هنر بی‌خیالی

هنر بی‌خیالی

هنر بی‌خیالی سال‌های پیش داستانی کوتاه از یک روزنامه ی انگلیسی می‌خواندم که پیرمردی حدوداً صد ساله با نوه ی کوچک خود در پارکی زیبا نشسته بودند و با یکدیگر گپ می زدند. نوه ی او در مورد آرزوهایش با پدربزرگ صحبت می‌کرد. او در میان صحبت هایش از عمر طولانی پدربزرگ سخن به میان آورد و آرزویش عمر زیاد بود. پیرمرد لبخندی زد و میوه‌ای برای او پوست کند. در این حین نوه‌ی پیرمرد به خاطر یک مسئله کوچک با یکی از دوستانش شروع به دعوا و مشاجره‌ی شدیدی کرده و ناراحت و عصبانی روی نیمکت به نقطه ای خیره می‌شود پیرمرد رو به نوه‌ی خود سخنی گفت که سالهاست در ذهن من هک شده. او گفت: نوه‌ی عزیزم […]

تصمیم بزرگ بگیریم مانند کوپر

تصمیم بزرگ بگیریم مانند کوپر

تصمیم گاهی وقت‌ها ما برای شروع یک زندگی با رفاه و آرامش می‌بایست پیله‌ی امن خودمان را رها کنیم و این نیازمند یک تصمیم است. گاهی رها کردن این پیله دردسرها و مصیبت‌ها بسیاری را برای ما به ارمغان خواهد گذاشت. باید تصمیم گرفت، تصمیمی به بزرگی یک تصمیم بزرگ و تغییر دهنده‌ی آینده‌ی خود و انسان‌های اطرافمان. انسان می‌داند که باید از سختی به دور باشد. شاید انسان های اولیه به دو دسته تقسیم شده بودند. دسته اول: انسان هایی که حاضر نبودند وارد چالش های بزرگتر شود پس در برابر سرما و حیوانات وحشی در امان نماندند و به نابودی رسیدند. دسته دوم: انسان هایی که حاضر بودند وارد مهلکه شوند و با حیوانات وحشی مبارزه کنند و […]