کتاب سفر به شهر ممنوعه (نسخه الکترونیکی)

همراه با گارانتی
کتاب سفر به شهر ممنوعه‌ ـ نسخه الکترونیکی
کتاب ۱۳۷ صفحه است
به محض خرید قابل دانلود است

قیمت تومان۸,۹۰۰

معرفی اجمالی محصول کتاب سفر به شهر ممنوعه (نسخه الکترونیکی)

سفر به شهر ممنوعه اولین کتاب چاپ شده از رضا تکلی است. او نویسنده و فیلم‌نامه نویس است و نیز یکی از نویسندگان سایت انسان توانمند. این کتاب، کتابی است داستانی و در مورد دختری به نام سارا. دختری که در شهری زندگی می‌کند و مردم شهر مسائل بسیاری دارند. به دلیل هوای ناسالم سارا با کپسول اکسیژن نفس می‌کشد و نیز درختی در شهر وجود ندارد. سارا در پی حل مسئله است و می‌خواهد ببیند که از چه زمانی این اتفاقات افتاده است. با اتفاقاتی که می‌افتد، نشانه‌هایی را متوجه می‌شود. اینکه تمامی این رویداد‌ها از شهر هفتم شروع شده است. او تصمیم می‌گیرد به این شهر، که شهر ممنوعه نام دارد سفر کند. ولی او تنها سفر نمی‌کند ... همچنین می‌توانید ۲۵ صفحه اول این کتاب را رایگان دانلود کنید. لینک در وسط توضیحات کتاب

سفر به شهر ممنوعه اولین کتاب چاپ شده از رضا تکلی است. او نویسنده و فیلم‌نامه نویس است و نیز یکی از نویسندگان سایت انسان توانمند. با کلیک بر روی نام او می‌توانید مقاله‌هایی را از او بخوانید.

این کتاب، کتابی است داستانی و در مورد دختری به نام سارا. دختری که در شهری زندگی می‌کند و مردم شهر مسائل بسیاری دارند. به دلیل هوای ناسالم سارا با کپسول اکسیژن نفس می‌کشد و نیز درختی در شهر وجود ندارد.

سارا در پی حل مسئله است و می‌خواهد ببیند که از چه زمانی این اتفاقات افتاده است.

با اتفاقاتی که می‌افتد، نشانه‌هایی را متوجه می‌شود. اینکه تمامی این رویداد‌ها از شهر هفتم شروع شده است. او تصمیم می‌گیرد به این شهر، که شهر ممنوعه نام دارد سفر کند.

ولی او تنها سفر نمی‌کند …

همچنین می‌توانید ۲۵ صفحه اول این کتاب را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.

دانلود ۲۵ صفحه اول کتاب سفر به شهر ممنوعه

 

پیشگفتار کتاب سفر به شهر ممنوعه

داستان­ها و افسانه­ها برای آیندگان شکل گرفت تا آنها را از اسرار هستی آگاهی بخشد. داستان­ همواره با زندگی روتین مردم گره خورده و جزءِ جدایی ناپذیر زندگی آنها شده است. هرکسی در هر ژانری و در هر سنی علایق منحصربه‌فرد خودش را دارد و گاهاً با ادبیات معاصر و شاید هم با ادبیات کلاسیک به ارضای روحی می­رسد.

ادبیات علمی-تخیلی پس از پیشرفت صنعتی بسیار قدرت گرفت و به خصوص در سینما جایگاه و طرفداران خاص خود را جذب کرد. این نوع ادبیات به بررسی مسائلی می­پردازد که شاید در این زمان باورپذیر نباشد، اما این امکان وجود دارد که سال‌ها بعد نمود پیدا کرده و در دنیای واقعی رخ دهد.

اثری که در پیش رو دارید، نگاهی به رویکرد انسان با تنها منزلگاه زندگی­اش یعنی محیط­‌‌زیست است. در این داستان با دختری همراه می­شویم که جهت تحقق رویایش پا به مسیری می­نهد که خطرات بسیاری را برای او و همراهانش در پی خواهد داشت.

ما در این داستان جغرافیا و نژاد نداریم، شهرها به صورت تخیلی ایجاد شده و هر شهر نماد یک کشور می­باشد. شهرها با اعداد نامگذاری شده­اند و هر شهر ویژگی منحصربه‌فرد خودش را دارد. بسیاری از سؤالات در این سفر پاسخ داده شده و بخشی از آن نیز در جلد دوم کتاب با نگاه و رویکردی متفاوت عرضه خواهد شد.

امید است با مطالعه این سفر تغییرات مهمی در رویکرد و نگاهمان به زندگی و محیط اطراف خود داشته باشیم.

بخشی از کتاب سفر به شهر ممنوعه

پیرزن لبخندی زد و نگاهی به دختر انداخت؛

        چند سال بعد تازه می‌فهمی که خطر کردن ارزش زندگی بهتر رو داشته!! …. اما دیگه خیلی دیر شده و توانی نداری!

دختر از پاسخ دادن کوتاه آمد، نگاهی به گل‌های وحشی قرمز داخل باغچه کرد، آنها شبیه به گل‌های رویایش بودند. دختر نمی‌دانست چه کند، کاملاً درمانده بود که پیرزن با جمله­‌ای خلوتش را شکست؛

          گفتی درخت چهارمی هم بود؟

          درخت چهارم؟ خیلی مطمئن نیستم !! نمی‌دونم! .. فقط سه تا بود … یا شاید هم چهارتا …

پیرزن متعجب شد و آهی کشید:

         آه… ای کاش همسرم اینجا بود، تنها کسی که توانایی کمک کردن به تو رو داشت همسرم بود، اما دراین حد می­دونم که هر درخت نشان از هر فصل از سال داره، تو در خواب فصل بهار و پاییز و تابستون رو دیدی و آخرین فصل … فصلِ سرماست.

دختر زیرلب گفت؛

          درخت چهارم باید بی برگ باشه!

غروب نزدیک می­شد و دختر تا خانه راه زیادی داشت، او از پیرزن تشکر کرد و به سمت پله­‌ها رفت، قبل از اینکه بالا برود پیرزن صدایش کرد،

          شهر ممنوعه … ! رویای خودت رو در شهر ممنوعه می­تونی تعبیر کنی!!

دختر به فکر فرو رفت، مطلب زیادی از شهر ممنوعه نمی­دانست. شاید بهتر بود از پدرش سؤال کند. قبل از ­رفتن پیرزن گفت،

          دخترم … راستی یادم اومد که همسرم می­گفت، ارزش هر درخت به اندازه‌ی یک انسان هست!! نمی­دونم شایدم فقط درخت بودن.

دختر لبخندی زد و خداحافظی کرد. هنگامی که به خانه رسید، هوا تقریباً تاریک شده بود، از خودش رضایت داشت، احساس کرد سفر کوتاهی را تجربه کرده و بسیار آموخته بود. لبخندی زد و به خواب عمیقی فرورفت.

***

شهر در سکوت مطلق بود و هوا گرگ و میش، تمام خیابان‌های شهر خالی از هرگونه ماشین و انسانی به نظر می‌رسید، اما دختر جوانی در حال قدم زدن در خیابان بود، مقابل فروشگاهی رسید، روی پله‌ی فروشگاه نشست و دفتر زردرنگی را از کوله‌اش بیرون آورد، چندجمله‌ای نوشت:

         فقط صبح‌های زوده که از ماسک زدن راحتم و نیازی به اکسیژن نیست، کاش همیشه مردم این شهر خواب باشن، یا شاید بهتره بنویسم؛ ای کاش مردم این شهر از خواب بیدار بشن! خوابی که سال‌ها این مردم رو در خودش فرو برده و من امیدی به زنده شدن دوباره این شهر ندارم.

در حین نوشتن بود که اتومبیل بزرگی شبیه به یک کامیونت مقابل فروشگاه توقف کرد، پسر جوانی از آن پیاده شد و …

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب سفر به شهر ممنوعه (نسخه الکترونیکی)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

محصولات مرتبط با این محصول